تبليغاتX
. . . ترانه های بی صدا






























. . . ترانه های بی صدا

. . . زاده ی بغضم من گاه مشق ترانه می کنم


دیگه ، نمــــــی خوام دلمو با کسی آشنا کنم


می خوام بشینم تو خودم فقط ، خدا خدا کنم


فقط عشق خودم که پسورد بهش دادم ادامه این ترانه مو به همراه چندتا از عکسام در ادامه مطلب ببینه.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 17:35 توسط الهام - مثقالی |

 

شبیه یه خیابونی که یه عابر تو دستاشه

میخوام از شهر تو کم شم ولی جاده سر جاشه

هزار و یک دفه رفتم ته جاده نه بن بسته

نه میشه رد شم از دستات یکی راه منو بسته

خیابون سرده امشب باز ولی قلب من آتیشه

اگه تاریکه این جاده چراغ شهر تو میشه

چشاتو خواب ازم دزدید بخواب آروم که بیدارم

به جای آسمونت ، من ؛ دارم آهسته می بارم

داره صُب میرسه کم کم تنت خیسه از این بارون

خیابونی که لیلا شد زنی که شکل یه مجنون ...

سکانس آخره انگار یه تصویر تماشایی

رو دستای تو جا موندم پای دیوار تنهایی

یه صبح روشن و خورشید منو از یاد تو برده

کنار خط ممتدت یه عابر که دلش مُرده .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 22:45 توسط الهام - مثقالی |

 

خودت از قلب من آروم  جدا شو
تمومش کن که من عین غروبم
اگه صد بار از اول عاشقت شم
تظاهر میکنم که بی تو خوبم

 

تظاهر میکنم راهی نمونده
به جز دوری به جز رفتن به جز درد                  
یه پا مردم که از تو دل بریدم
تو چشمام خیره می مونی که : نامرد ... !

 

اگه خوابم اگه بیدار اگه مست
اگه این آخر دنیامه که هست
بیا آتیش بزن حال دلم رو
داره می سوزه قلبم میره از دست

 

چشام خیسه ولی از اشک شوقه
به تو کی گفته  باید دل ببندم ؟
نمیدونم چرا اما نمیشه
بتونم بعد این گریه بخندم

 

کی گفته عاشقت بودم یه روزی ؟   
دروغ محضه این حال خرابم
فقط یک شب بمون تو خونه شاید
بتونم با همین قصه بخوابم

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 22:48 توسط الهام - مثقالی |

 

شاید پشت نقاب شهر یکی دلواپست باشه

تو رد شو از دلم اما شاید تنها کست باشه

نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 9:0 توسط الهام - مثقالی |

 

مادرم هواتو دارم  تو دلت غمی نباشه

پسرت تا وقتی زنده س دیدن تو از خداشه

مادرم نامه نوشتم واسه بابا توی غربت

آخرش ما رو جدا کرد روزگار بی مروت

بابا جون اوضا (ع) چطوره ؟ همه چی آروم و خوبه ؟

شنیدم خورشید اونجا  صبحِ ما رو به غروبه 

بابا جون گلاي مريم  شونه هامو خسته كردن

چشماي مادرُ ديدي ؟ پر اشكن  پر دردن

بابا جون چراغ قرمز واسه من رنگ اميده

هر كي رد شده تو چشمام رنگ التماسُ ديده

بعضييا تو ماشيناشون فكر يه قصر سپيدن

بعضيياشونم مث من طعم حسرتُ چشيدن

كوبيدم به شيشه هاشون : " مادرم داره مي ميره "

كسي نيس ميون اين جمع دستاي منو بگيره ؟

بابا جون شب شده اما من هنوز كاري نكردم

مادرم چشم انتظاره دست خالي برنگردم

بابا جون رفتي ولي كاش ما رو با خودت مي بردي

باورم نمي شه حتي واسه ما غصه نخوردي

بابا جون هوای اینجا واسه من پر از غباره

مادرم همیشه می گفت : " بابا تقصیری نداره "

*‌ * *

مادرم چشاتو وا كن بگو خوابه هر چي ديدم

بگو يه تصوير ساده س هر چي تو عمرم كشيدم .

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 15:16 توسط الهام - مثقالی |

از تو دنیایی می سازم که تو دنیای کسی نیست

حتی مجنون عاشقم شه مث تو همنفسی نیست

سایه ی امن تو بوده رو سر دلواپسی هام

همه دنیا مال من شه ته قلبم تو رو می خوام

درد دلتنگی غربت هر دقیقه ش قد ساله

به تو دل بستم و انگار از تو دل کندن محاله

کی مث خودت می تونه آرزوی من بمونه ؟

پشتمو خالی نکن که پر گرگه این زمونه

دلخوشم به اون خدایی که منو دست تو داده

تا که عاشق تو باشم بی تامل بی اراده

نوشته شده در شنبه نهم مهر 1390ساعت 12:31 توسط الهام - مثقالی |

من از تو تا خودم راهی ندارم

بیا مهمون رویاهای من باش

ببینش تا کجا بردی دلم رو

فقط این دفعه رو  تو جای من باش

...

هدایت کن مسیر عشقمون رو

تو تنها ناخدای آرزومی

به دریا زد دلم ، غرق تو شد ؛ که

به هر جا می رسم تو روبرومی

...

یه کم آواز بخون واسه قناری

تو چشمای خودت ماهُ نگاه کن

اگه دیدی می تونی دل ببری

دل سربه هوامو  سربه راه کن

...

از اینجا تا دل تنگ تو هر روز

دارم از آسمون ابرُ می گیرم

که آفتابی شه هوای شهر چشمات

تو بارون غمت دارم می میرم

...

نشه رویای من بی تو بمونه

دلم میگه حقیقت داره انگار

اگه حتی تموم دنیا ، خوابه

با تو رویای من بیداره انگار .

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 0:19 توسط الهام - مثقالی |

بذار دلواپست باشم اگه حتی همین جایی

بذار تنها کست باشم تو هر لحظه که تنهایی

نذار فکرم پریشون شه به هر راهی و بیراهه

نذار شب بی تو داغون شه حالا که بی تو بی ماهه

ببین بی تو چه کم می شم منی که از تو لبریزم

بذار با تو خودم باشم تو این فصلی که پاییزم

بیا که بی تو -  تنهایی -  داره دنیامو می گیره

تموم زندگی من ، با رویای تو درگیره

چه بی رحمانه من باید فقط دلواپست باشم

نشد حتی تو قلب تو واسه یه لحظه تنها شم

بذار باشم کنار تو  ،  تو این روزای زجر آور

بذار یه فرصتی باشه  واسه من لحظه ی آخر

اگه برگردی ، تو چشمام  می بینی چش به رات موندم

تماشا کن که تو شاهی ، منم سرباز ُ مات موندم .

نوشته شده در جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 22:59 توسط الهام - مثقالی |

از تو نه اما از خودم دارم گلایه می کنم

تقصیر تو نبود ولی به تو اشاره می کنم

همین که قسمتم شده  دستم به  ابرا نرسه

ماهـی آرزوی من  بره ، به  دریـا نرسه

شکل یه بن بست شده زمین و آسمون برام

شبـام بـدون مـاه شده ، دلـواپس ستـاره هام

خدایا دستـای منو تو دست آسـمون بذار

قلب خزون ُ تو دلم ، بذار تو دستای بهار

تحمل سکـوت تو داره ازم مـرد می سازه

غـرور من داره به تو که مهربونی می بازه

همسایه ی غروب شدم خورشید ُ پس بده به من

چراغ خونه ی منو روشن کن از عطر یه زن

خدایا چشمای منو ببند به روی خستگی

لبخند بزن به لحظه ی خوب شروع زندگی  .

نوشته شده در شنبه یکم مرداد 1390ساعت 23:3 توسط الهام - مثقالی |

یه  دنیـا  آرزو  دارم  ولـی  تـقــدیــرُ  بـد  دیـدم

بـدون  تـو که  دنیـامی  ، به این تـنهایی  تبعـیدم

تو رو دست کسی دادم که از تو زندگیمو ساخـت

توی بـازی دلتنگی  دل من بی تو هی  می باخـت

بیـا  تـقـدیرُ  بــر گـردون ،  یه  دنیـا آرزو دارم !

من از وقتی تو رو دیدم  تو چشمای تو گرفتارم

بیـا از ثـانـیه رد شـو  بـمیـره  بـا تـو  - تنهایی -

روی  دلتـنگی  ُ کم کن  بـفهمه  هستی ، اینجایی

 

                                                                                 ادامه دارد . . .

نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر 1390ساعت 23:52 توسط الهام - مثقالی |


آخرين مطالب
»
» خیابان استاد
» بی تو خوب خوبم ...
» ...
» چراغ قرمز
»
» رویا
» دلواپس
»
» بیا تقدیرُ بر گردون

Design By : Pichak

t-.-.-> . . . ترانه های بی صدا






























. . . ترانه های بی صدا

. . . زاده ی بغضم من گاه مشق ترانه می کنم

<-PostContent->
برچسب‌ها: <-TagName->

ادامه مطلب
نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime-> توسط <-PostAuthor->|


آخرين مطالب
» <-PostTitle->

Design By : Pichak