. . . زاده ی بغضم من گاه مشق ترانه می کنم
دیگه ، نمــــــی خوام دلمو با کسی آشنا کنم می خوام بشینم تو خودم فقط ، خدا خدا کنم فقط عشق خودم که پسورد بهش دادم ادامه این ترانه مو به همراه چندتا از عکسام در ادامه مطلب ببینه.
شبیه یه خیابونی که یه عابر تو دستاشه میخوام از شهر تو کم شم ولی جاده سر جاشه هزار و یک دفه رفتم ته جاده نه بن بسته نه میشه رد شم از دستات یکی راه منو بسته خیابون سرده امشب باز ولی قلب من آتیشه اگه تاریکه این جاده چراغ شهر تو میشه چشاتو خواب ازم دزدید بخواب آروم که بیدارم به جای آسمونت ، من ؛ دارم آهسته می بارم داره صُب میرسه کم کم تنت خیسه از این بارون خیابونی که لیلا شد زنی که شکل یه مجنون ... سکانس آخره انگار یه تصویر تماشایی رو دستای تو جا موندم پای دیوار تنهایی یه صبح روشن و خورشید منو از یاد تو برده کنار خط ممتدت یه عابر که دلش مُرده . خودت از قلب من آروم جدا شو تظاهر میکنم راهی نمونده اگه خوابم اگه بیدار اگه مست چشام خیسه ولی از اشک شوقه کی گفته عاشقت بودم یه روزی ؟ شاید پشت نقاب شهر یکی دلواپست باشه تو رد شو از دلم اما شاید تنها کست باشه مادرم هواتو دارم تو دلت غمی نباشه پسرت تا وقتی زنده س دیدن تو از خداشه مادرم نامه نوشتم واسه بابا توی غربت آخرش ما رو جدا کرد روزگار بی مروت بابا جون اوضا (ع) چطوره ؟ همه چی آروم و خوبه ؟ شنیدم خورشید اونجا صبحِ ما رو به غروبه بابا جون گلاي مريم شونه هامو خسته كردن چشماي مادرُ ديدي ؟ پر اشكن پر دردن بابا جون چراغ قرمز واسه من رنگ اميده هر كي رد شده تو چشمام رنگ التماسُ ديده بعضييا تو ماشيناشون فكر يه قصر سپيدن بعضيياشونم مث من طعم حسرتُ چشيدن كوبيدم به شيشه هاشون : " مادرم داره مي ميره " كسي نيس ميون اين جمع دستاي منو بگيره ؟ بابا جون شب شده اما من هنوز كاري نكردم مادرم چشم انتظاره دست خالي برنگردم بابا جون رفتي ولي كاش ما رو با خودت مي بردي باورم نمي شه حتي واسه ما غصه نخوردي بابا جون هوای اینجا واسه من پر از غباره مادرم همیشه می گفت : " بابا تقصیری نداره " * * * مادرم چشاتو وا كن بگو خوابه هر چي ديدم بگو يه تصوير ساده س هر چي تو عمرم كشيدم . حتی مجنون عاشقم شه مث تو همنفسی نیست سایه ی امن تو بوده رو سر دلواپسی هام همه دنیا مال من شه ته قلبم تو رو می خوام درد دلتنگی غربت هر دقیقه ش قد ساله به تو دل بستم و انگار از تو دل کندن محاله کی مث خودت می تونه آرزوی من بمونه ؟ پشتمو خالی نکن که پر گرگه این زمونه دلخوشم به اون خدایی که منو دست تو داده تا که عاشق تو باشم بی تامل بی اراده من از تو تا خودم راهی ندارم بیا مهمون رویاهای من باش ببینش تا کجا بردی دلم رو فقط این دفعه رو تو جای من باش ... هدایت کن مسیر عشقمون رو تو تنها ناخدای آرزومی به دریا زد دلم ، غرق تو شد ؛ که به هر جا می رسم تو روبرومی ... یه کم آواز بخون واسه قناری تو چشمای خودت ماهُ نگاه کن اگه دیدی می تونی دل ببری دل سربه هوامو سربه راه کن ... از اینجا تا دل تنگ تو هر روز دارم از آسمون ابرُ می گیرم که آفتابی شه هوای شهر چشمات تو بارون غمت دارم می میرم ... نشه رویای من بی تو بمونه دلم میگه حقیقت داره انگار اگه حتی تموم دنیا ، خوابه با تو رویای من بیداره انگار . بذار دلواپست باشم اگه حتی همین جایی بذار تنها کست باشم تو هر لحظه که تنهایی نذار فکرم پریشون شه به هر راهی و بیراهه نذار شب بی تو داغون شه حالا که بی تو بی ماهه ببین بی تو چه کم می شم منی که از تو لبریزم بذار با تو خودم باشم تو این فصلی که پاییزم بیا که بی تو - تنهایی - داره دنیامو می گیره تموم زندگی من ، با رویای تو درگیره چه بی رحمانه من باید فقط دلواپست باشم نشد حتی تو قلب تو واسه یه لحظه تنها شم بذار باشم کنار تو ، تو این روزای زجر آور بذار یه فرصتی باشه واسه من لحظه ی آخر اگه برگردی ، تو چشمام می بینی چش به رات موندم تماشا کن که تو شاهی ، منم سرباز ُ مات موندم . از تو نه اما از خودم دارم گلایه می کنم تقصیر تو نبود ولی به تو اشاره می کنم همین که قسمتم شده دستم به ابرا نرسه ماهـی آرزوی من بره ، به دریـا نرسه شکل یه بن بست شده زمین و آسمون برام شبـام بـدون مـاه شده ، دلـواپس ستـاره هام خدایا دستـای منو تو دست آسـمون بذار قلب خزون ُ تو دلم ، بذار تو دستای بهار تحمل سکـوت تو داره ازم مـرد می سازه غـرور من داره به تو که مهربونی می بازه همسایه ی غروب شدم خورشید ُ پس بده به من چراغ خونه ی منو روشن کن از عطر یه زن خدایا چشمای منو ببند به روی خستگی لبخند بزن به لحظه ی خوب شروع زندگی . یه دنیـا آرزو دارم ولـی تـقــدیــرُ بـد دیـدم بـدون تـو که دنیـامی ، به این تـنهایی تبعـیدم تو رو دست کسی دادم که از تو زندگیمو ساخـت توی بـازی دلتنگی دل من بی تو هی می باخـت بیـا تـقـدیرُ بــر گـردون ، یه دنیـا آرزو دارم ! من از وقتی تو رو دیدم تو چشمای تو گرفتارم بیـا از ثـانـیه رد شـو بـمیـره بـا تـو - تنهایی - روی دلتـنگی ُ کم کن بـفهمه هستی ، اینجایی ادامه دارد . . .
ادامه مطلب
تمومش کن که من عین غروبم
اگه صد بار از اول عاشقت شم
تظاهر میکنم که بی تو خوبم
به جز دوری به جز رفتن به جز درد
یه پا مردم که از تو دل بریدم
تو چشمام خیره می مونی که : نامرد ... !
اگه این آخر دنیامه که هست
بیا آتیش بزن حال دلم رو
داره می سوزه قلبم میره از دست
به تو کی گفته باید دل ببندم ؟
نمیدونم چرا اما نمیشه
بتونم بعد این گریه بخندم
دروغ محضه این حال خرابم
فقط یک شب بمون تو خونه شاید
بتونم با همین قصه بخوابم
| Design By : Pichak |

